به نام تو , به یاد تو , برای تو

اگه گریه بزاره مینویسم

کدوم لحظه تورو از من جدا کرد

نگو اصلا نفهمیدی نگو نه

تو بودی اونکه دستامو رها کرد

خودت گفتی خداحافظ تموم شد

منو تو سهممون از عشق همین بود

خود تو حرمت عشقو شکستی

بریدی آخر قصه همین بود

اگه مهلت بدی یادت میارم

روزایی رو که بی تو عین شب بود

تموم سهمت از این دنیا عزیزم

بزار یادت بیارم یک وجب بود

بهت دادم تموم آسمونو

خودم ماهت شدم آروم بگیری

حالا ستارها دورت نشستن

منو ابری گذاشتی داری میری

بیا برگرد از این بمبست بی عشق

بزار این قصه اینجوری نباشه

آخه بذر جدایی رو چرا تو؟

چرا دستای تو باید بپاشه

خداحافظ نوشتن کار من نیست

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 11:11 توسط ni| |

 

 

نازتو میکشیدم از تو چی میشنیدم؟

چرا بردی از یادم ؟ بیا برس به فریادم

 دلمو شکستی بازم دوباره

 اما بدون چوب خدا صدا نداره

تنها ارزوم اینه که یه روز هم برسه

چشمای تو مثل ابرا بباره

خیلی بی رحمی اونوقته که میفهمی

 هیشکی مثل من دوست نداره

 بردی ز یادم نرفتی از یاد

زندگی من دادی تو بر باد

گرمی دستات حرم نفسهات

همش یه خواب بود یا یه سراب بود

                دروغ بود

دوستت دارم گفتنات دروغ بود

قربون صدقه رفتنات دروغ بود

 میگفتی که مال منی اما دروغ بود

              دروغ بود

نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 15:11 توسط ni| |

میگن دنیاست  حیرونه       میگم نه دل پریشونه

 

وقتی که پشتت خالیه   یا تکیه گات پوشالیه

حتمی زمینت میزنن      امیدت هم خیالیه

 با این چیزایی که دیدم   ترسم گرفته ترسیدم

دلم میخواد زار بزنم        سرمو به دیوار بزنم  

زمین و زمون رو بدوزم      گر بگیرم تا بسوزم

یه دل دارم کارش شکستن شده           کاره دیگش تنها نشستن شده

 

 

من که تو لاک خودم بود               یه عمریه که من مردم         نمیدیدی مگه هر روز سر خاک خودم بودم

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 15:11 توسط ni| |

رفتی گلم  برو خدا نگهدارت

ببخش اگه میدادم آزارت

منو تو خاطرت نگه دار

 دیگه تو رو ندارم و بدون تو

میخوام بمیرمو به جون تو

نفس دیگه ندارم انگار

امشب کنار عکس تو نشستم باز

فقط بیا ببین چه خستم باز

منو به بیکسی تو نسپار

عشقم نمیدونی چه سخته تنهایی

بگو نرفتی و همینجایی  نذار که جون بدم دوباره

وقتی که گفتی از کنار تو میرم,   نشد بگم  نباشی میمیرم

ندیدی چشم من میباره 

رفتی گلم  برو خدا نگهدارت

ببخش اگه میدادم آزارت

منو تو خاطرت نگه دار

 دیگه تو رو ندارم و بدون تو

میخوام بمیرمو به جون تو

نفس دیگه ندارم انگار

کاشکی یکی بیاد یگه که تو خوابم

ببین چه جوری بی تو بی تابم

دلم میدونه رفتی این بار

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 14:13 توسط ni| |

 

 

تویی که داری میری تنهام میزاری

نگو از درد دلم خبر نداری

تویی که یه روز گفتی برات میمیرم

حالا امروز میبینم دوستم نداری

منو باش به عشقت گفتم اسمونی

میگفتم معنی احساس رو میدونی

ترانه پشت ترانه گریه کردم

تو دلیل گریه هام بلای جونی   دوستم نداشتی

از همه دنیا برام یه حسی مونده

حسی که قلب منو زده سوزونده

بیا بردار و ببر خاطره هاتو

روی قلب من نذار تو جای پاتو

تویی که داری میری تنهام میزاری

نگو از درد دلم خبر نداری

تو ازم ساده گذشتی خیلی اسون

منو تنها جا گذاشتی زیر بارون

        دوستم نداشتی

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 14:23 توسط ni| |

حالا اولین ساعت های 25بهمن ماه است. یک روز کاملا معمولی تموم شد . تو حق داشتی که فکر نکنی اصلا باید اتفاقی رو به کسی در این روز تبریک بگی اصلااتفاقی نیفتاده بود. فقط گوشه ی دنج و کوچک تقویم کسی که عادت داشت اسم عاشق و معشوق ها را جمع کند ستاره ای به علامت تولد یک عاشق کشیده بودند شاید هم اشتباه بود. خیلی فکر کردم که جوری خودم رو گول بزنم و خبرچین ها و اونایی که کلی از تو پیششون تعریف کردم را قانع کنم . ببین این طرح چطوره؟

تو همیشه عادت داری لباس متفاوت بپوشی. دوست داری همه چیزت با همه فرق کند  وحالا هم همینطوره تو کلی فکر کردی و دیدی که همه از دور و نزدیک این روز روز رو به من تبریک میگن و تو اگر اینگونه کنی از تفاوتت کم خواهد شد یعنی این حدس تو بود. پس ترجیح دادی یادت برود با اینکه یادت بود. این فکر دیروز را به خاطرات خوش بودنت جوری سنجاق کردم که عطر و بوی ان را بگیرد.نفس تابستان چشمانت همیشگی ست پلکهایت را نبند سردم میشود.

حالم شبیه انانی است که فقط خودشان تولدشان را میدانند و از امسال تصمیم دارند خودشان هم از قصد ان را فراموش کنند یا لا اقل وانمود کنند که یادشان نیست

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 7:47 توسط ni| |

 

 

 قول میدم وقتی که نیستی عکستو بغل نگیرم

 قول میدم روزی هزار بار واسه ی چشات نمیرم

قول میدم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم

 قول میدم در انتظارت چشمامو به در ندوزم

 باورم کن باورم کن که بدون تو میمیرم

  بی تو تنهام خوب میدونی که تو غصه هام اسیرم

 

hj
نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 12:14 توسط ni| |

از لحظه ای که رفتی بارون داره میباره

 این دل دیگه توان رفتنتو نداره

از لحظه ای که رفتی ستاره سرنگونه

آینه عزا گرفته دل ترانه خونه

از لحظه ای که رفتی دنیا رو شونه هامه

 اندوه رفتن تو هر ثانیه باهامه

گم شد پل رهایی  وقتی تو رفتی از من

 شب خونه کرد تو چشمام  فانوس ها شکستند

مهتاب شبم رو گم کرد از لحظه ای که رفتی

با رفتنت امید رو از لحظه هام گرفتی

همپرسه با جنونم اما خبر نداری

جا مونده از تو پیشم یه زخم یادگاری

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 12:11 توسط ni| |

  بیچاره من که بعد تو اواره میشم 

 باورم نمیشه که رفتی از پیشم 

چاره ی درد من مرگم رسیده

 اینجا حتی قبله هم صبرم نمیده 

 امدم نذارم عشقتو ببازی

 اما این رسمش نبود مهمون نوازی

 میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

 میسوزم تا نیای من چشامو به در میدوزم

میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره

من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره

 میرم میرم بدون وداع میرم میرم به خاطره ها

 میرم میرم میرم خداحافظ

بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم 

توی این پس کوچه ها تنها نذارم

 نیستی از تاریکی شبا میترسم

 بی وفا دارم توی سرما میلرزم

  میترسم از غصه ها دووم نیارم

اخه هیچ نشونه ای از تو ندارم

  اروم اروم دارم از غصه میمیرم

  تو بگو نشونتو از کی بگیرم

 

 میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

 میسوزم تا نیای من چشامو به در میدوزم

میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره

من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره

 میرم میرم بدون وداع میرم میرم به خاطره ها

 میرم میرم میرم خداحافظ

 تموم زندگیم اینه منو بغض و در و دیوار

چی مونده از تن خسته ام که میخواد  بشکنه این بغض

میرم خداحافظ

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 12:8 توسط ni| |

 

 من خیلی داغونم گلم تو دیگه داغونم نکن

من خیلی از تو بدترم تکیه به شونه هام نکن

 برو که وقتشه بری برو که  خیلی دلخورم

برو برو حتی تو رو دست خدا نمیسپرم

با بیخیالیت منو نسوزون حالا که میری نشو پشیمون

مگه نگفتی دوستم نداری؟ چرا نمیری تنهام بذاری ؟

 دلم با جمله هات اروم نمیشه برو دیگه برو واسه همیشه

 اگه میگی واستغ فرقی نداره چرا چشمای تو بارونی میشه ؟

 دلم میخواست بازم طاقت بیارم بازم هرچی  که شد به روت نیارم

ولی حالا که حرف  رفتن افتاد برو دیگه باهات کاری ندارم

 

 برو که وقتشه بری برو که  خیلی دلخورم

برو برو حتی تو رو دست خدا نمیسپرم

با بیخیالیت منو نسوزون حالا که میری نشو پشیمون

مگه نگفتی دوستم نداری؟ چرا نمیری تنهام بذاری ؟

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 12:0 توسط ni| |

 

منو اتیش میزنی میسوزونی میدونم

 کاش از اول میدونستم تو نباشی میمیرم

فکر اینکه دیگه نیستی و چشاتو نمیبینم

 بد جوری خوردم میکنه توی خودم نمیتنم

 دیگه ندارمت تو رو یه روزی گفتی که برو

گفتی دوستم نداری تنها گذاشتی این دلو

اگه میخوای بری برو چرا خرابم میکنی؟

اگه دوستم نداری چرا انکار میکنی؟

اخه چرا بی وفا ؟ تو که اینجوری نبودی

پیش خودم میدیدمت به این دوری نبودی

حالا که میبینی خراب و خسته و داغونم

 بدون اگه بری دیگه بدون تو نمیتونم 

بگو دلت تنگ شده ,چرا دلت سنگ شده ؟

چرا میگی بدون تو زندگی قشنگ شده

 اگه میخوای بسوزونی خوب بسوزونم و  برو

اما بدون من اونیم که دوست داره خیلی تو رو

که دوست داره خیلی تو رو

اخه چرا بی وفا ؟ تو که اینجوری نبودی

پیش خودم میدیدمت به این دوری نبودی

حالا که میبینی خراب و خسته و داغونم

 بدون اگه بری دیگه بدون تو نمیتونم 

بگو دلت تنگ شده چرا دلت سنگ شده

چرا میگی بدون تو زندگی قشنگ شده

 اگه میخوای بسوزونی خوب بسوزونم و  برو

اما بدون من اونیم که دوست داره خیلی تو رو

که دوست داره خیلی تو رو

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 12:24 توسط ni| |

دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن       دوباره دستاتو تاج سرم کن

نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:56 توسط ni| |

اخه تو همه وجودمی  تو تار و پودمی

 تو تکیه گاهمی تنها تو پناهمی

 ماه تو شبهامی خون تو رگهامی

 تنها تویی که میمونی همدم شبهامی.

 تو تنها امیدمی قلب و وجودمی

 تو مهربونمی عزیز جونمی

  میخوام با تو بمونم که یک صدا بخونم

 دوست دارم من هنوز از ته دل بخونم

نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:50 توسط ni| |

خیال کردم بری میری از یادم 

تو رفتی و نرفت چیزی از یادم

تو رفتی تازه عاشقتر شدم من

از اونی هم که بود بدتر شدم من

صبح تا شب این شده کارم

که واسه چشات بیدارم

تو خدای پاکی هایی

تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تو نذاشتی برم از دست اگه چیزی هم هنوزم

نازنینم امید شیرینم     من به جز تو کسی نمیبینم

 از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم

 زندگیمو به پای تو دادم اون روزا رو نمیره از یادم

          نازنینم برس به فریادم

 

صبح تا شب این شده کارم

که واسه چشات بیدارم

تو خدای پاکی هایی

تو تموم کس و کارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تو نذاشتی برم از دست اگه چیزی هم هنوزم

نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:47 توسط ni| |

اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم.

 اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها میکشاندم

 اگر با تو بودم به شب های غربت که تنها نبودم.

 اگر مانده بودی ز تو مینوشتم تو را میسرودم

 مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

 این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت

 هستیم را به اتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل ارزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی

 با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران  در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر  موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

 بهترین شعر هستی رو با تومانده بودی اگر میسرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

 این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

gh
نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:44 توسط ni| |

 

میدونی یه تکیه گاهی  همدمی

عشقی تو  وجودمی  مرحمی

میدونی عشقم برام مقدسه

 اخه تو همه کسم تو جونمی

بذار سر بذارم رو شونه هات

ببین احساس منو توی چشام

تو شروع تولد دوباره ای

توبرام مثل نفس تو سینه ای

نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:40 توسط ni| |

 

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم

تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ

 شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ

دیگه دیره دارم میرم چقدر این لحظه ها سخته

 جدایی از تو کابوسه شبیهه مرگ بی وقته

دارم تو ساحل چشمات دیگه اهسته گم میشم

برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم

نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:30 توسط ni| |

 

با خود خیال کردم که تو با من همراه و همدردی یا که دوستم داری دیونه بودم من

اون وقتا که مثل یه سایه من هرجا به دنبالت دلواپس و شبگرد دیونه بودم من

کاشکی که عمرم رو از بین نمی بردم  حتی غرورم رو پیشت نمیشکستم.

 من عاشقت بودم هر روز دعا کردم شاید که برگردی اما شکستم من

از غصه و دوریت دلتنگ و داغونم گفتی پر از دردی این را نمیدونم.

اما خدا میدونه که من عاشقت بودم با من چنین کردی چرا این را نمیدونم

عمری گذشت و رفت من بی خبراز تو  در زندگیت خوشبخت هر جا که هستی تو

 هیچ ارزویی در دلم نیست جز اینکه خوش باشی

 اما بدون تا اخر عمرم هستم به یاد تو
نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 20:45 توسط ni| |

 

 همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی 

همه میگن که دوباره دل تنگم رو شکستی   دروغه.

چه جوری دلت میومد منو اینجوری ببینی

 با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی

همه میگن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم

همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم

بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره

ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره صبوره.

 سر رو شونه هات میذارم تا که گریمو نبینی

نمیخواستم که برنجی نمیخواستم که ببینی گریه های بی صدامو

اشکای بی انتهامو دونه دونه پس میگیرم  با تو من نفس میگیرم

نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 20:43 توسط ni| |

تازه عادت کرده بودم که تو تنهایی بمونم   ولی وقتی تو رو دیدم دیگه گفتم نمیتونم

تازه عادت کرده بودم که باشم تنهای تنها     تا که دیدمت دلم گفت تویی اون عشق تو رویا

تازه عادت کرده بودم    تازه عادت کرده بودم

حالا که همش خیال بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب میدونم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

                  بذار عاشقت بمونم 

قلب من میگه که هستی اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی

چشم من میگه تو رفتی اما قلبم میگه هستی


حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

              بذار عاشقت بمونم 

حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا  من اینو خیلی خوب میدونم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

          بذار عاشقت بمونم 

مگه میشه تو نباشی تو مثل نفس می مونی

دستای گرمتو کاشکی تو به دستم برسونی

 بی تو قلبم بی پناه ِ می میرم وقتی که نیستی

مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

 

 حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

            بذار عاشقت بمونم 

حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب میدونم

بذار عاشقت بمونم   بذار عاشقت بمونم 

              بذار عاشقت بمونم 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 12:55 توسط ni| |

یه دنیا عاشقم وقتی که با یاد تو میخونم

تو این زندون تنهایی برات کلی پریشونم

 یه روز رفتی از این خونم یه روز گفتی نمیمونم

یه روز قهر و یه روز اشتی یه روز گفتی پشیمونم

به هر ساز تو رقصیدم ولی چیزی نپرسیم

از اینکه بی خبر بازم بری از خونه ترسیدم

شدی چند روزی مهمونم ولم کردی و داغونم

فریبم دادی انگاری گمون کردی نمیدونم

ولی من خاک پات هستم هنوزم چشم به رات هستم

ندیدی اخه محتاجم هلاک یک نگات هستم

گذشته کار  از این حرفا  خدایا کاری کن با ما

بذار عاشق بشه اونم   یه عاشق مثل اون روزا.

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 12:16 توسط ni| |

هرجا باشی به خدا میسپارمت فکر من نباش دیگه اخر راهم

توی لحظه های من وقتی که تنهام من و غصه حرفا داریم اخه با هم

منتی بر تو ندارم چونکه این نیاز من بود

 واسه با تو بودن من اخرین تلاش من بود

شده از خودت بپرسی که به من چی میگذره

 حسی داره توی قلبم تو رو فریاد میزنه

این روزا زمزمه عاشقی رو گوشام زیاد میشنوه

وقتی محتاج محبتی کسی یادی ازت نمیکنه من یادتم

یادته اخرین جمله که گفتم از خدا میخواستم خوشبخت بشی

منو از سرت به در کن لااقل تو زندگی تو با یکی خوشبخت بشی

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 12:10 توسط ni| |

 

 

یه شب از بهترین شبای عمرم گفتی بخواب  چشمامو میبستم گفتی پیشت هستم صبح که چشمامو باز کردم دیدم نیستی دیدم رفتی و نموندی رفتی و شکستم. کاش اون شب صبحی نداشت

به هوای بی تو گریه هنوزم عادت نکردم

شب رسیده به سپیده من هنوزم کوچه گردم

قسمتم دیونگی شد  غربتم همیشگی شد

معنی شیرین چشمات تلخی ای زندگی شد

 

اخه تو که نیستی نیستی که ببینی

نیستی پای غصه ام یه لحظه بشینی

 

 

گفتی که چشماتو ببند و عاشق شو

گفتی همه دنیام همش برای تو 

  چشمامو میبستم گفتی پیشت هستم

رفتی و نموندی رفتی و شکستم 

 دلتنگ چشاتم نیستی و باهاتم 

نیستی ولی هر روز تو حال و هواتم

 

 

اخه تو که نیستی نیستی که ببینی

نیستی پای غصه ام یه لحظه بشینی

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 8:50 توسط ni| |

نخواستم با غم بسازی     نخواستم هیچی نگی

 نخواستم حرف دلت رو دیگه با هیشکی نگی

 اخه عشق اجباری نیست     تو زندون من نمون 

 حالا که فکر رفتنی     دیگه از موندن نخون

تا دیدم میخوای بری دلم راتو سد نکرد

برو فردا مال تو دیگه اینجا برنگرد

بدون من بعد من دلتو هرجا جا نذار

غم با من بودنو تو منبعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گامه چرا من تنها شدم

چرا هر لحظه ام همیشه منم تنها با خودم

یه تصویر از عکس چشمات روی دیوار دلم

چقدر قصه ام خنده داره چقدر بی کاره دلم

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 8:45 توسط ni| |

من تو را تا  بی نهایت میپرستیدم ولی هرگز نفهمیدی

التماست کردم و در خود شکستم غرورمو بازم نفهمیدی

عاشق نبودی تا که بفهمی دردمو احساسمو

هرگز نخواستی تا که ببینی ناله های قلبمو

دلمو شکستی برو  دلمو شکستی بر   برو دیگه نه نمیخوامت

دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو

 فقط اینه جوابت  برو برو دیگه نه نمیخوامت

 

به پای تو نشستم از عشقت مست مستم

 دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم

از یاد من نمیری مردم از این اسیری

چه کار کنم که امروز از عشق من تو سیری

 

دلمو شکستی برو  دلمو شکستی بر   برو دیگه نه نمیخوامت

دلمو شکستی برو دلمو شکستی برو

 فقط اینه جوابت  برو برو دیگه نه نمیخوامت

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 8:41 توسط ni| |

تو که میگی دلت شده اخر غم و غصه ها

تو که میگی عشق و عاشقی پیرا میشه تو قصه ها

تو که میگی قسمت ما از عاشقی جدایی

اسمون من و تو از ستاره خالیه

 

بیخیالت ای گل عزیزم که زندگی دو روزه

امان از عشقی که ادم بخواد به پاش بسوزه

 

بیخیالت ای گل   بیخیالت ای گل

 

اگه جاده عشق ما یه راه بنبسته

تو چشمای عاشق ما عکس غم نشسته

اگه بین من و تو فاصله ها زیاده

طی میکنیم فاصله رو با پاهای پیاده

بدون که اخر خط من وتو میرسیم به هم

 

بیخیالت ای گل عزیزم که زندگی دو روزه

امان از عشقی که ادم بخواد به پاش بسوزه

 

بیخیالت ای گل   بیخیالت ای گل

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 8:21 توسط ni| |

گر فاصله ای هست میان من و تو 

بردار به لبخندی بردار به پیغامی

سلام ای نازنین باز نامه دادم

نمیره قصه ی عشقت زیادم

گذاشتی عمرتو پای دل من

نشستی پای حرفای دل من

نرنجیدی تو از امروز و فردام

نترسیدی که من این سوی دنیام

منو شرمنده کردی با محبت

که دیدار تو اسمش شد زیارت

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم

به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم

اونجورا که تو فکرمی حس میکنم کنارتم

اون ور دنیا که باشی خودم میام می یارمت

غصه ی تنهایی نخور تنها مگه می ذارمت تنها مگه می ذارمت

ببین که چی به روز این زندگیت اوردی

 از وقتی دل سپردی یادمه غصه خوردی

موتو سفید کردی روزتو سیاه کردی

تو با خودت عزیزم ببین چه ها کردی

خودتو فدای این عشق چه بی ریا کردی

 تو که رفتی پریشون شد خیالم

همه گفتن که من دیوونه حالم

نمی دونن که این دیوونه در فکر شفا نیست

که هرچی باشه اما بی وفا نیست

نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 13:28 توسط ni| |

بیقرارم نکنی طاقت عاشقی و عشق ندارم به خدا

تو یه وقت عاشق زارم نکنی  

 من یه بوته ی گلم که رو به پرپر و خزونم تو منو خشکیده و خارم نکنی

یه باری از رو دوشت بر نداشتم یه غم داشتی هزارتا روش گذاشتم

 

میدونم که راه تو از من جداست میدونم که چشم تو خونه خرابم میکنه

ذره ذره قطره قطره میدونم میکشه آبم میکنه

تو کارت مهربونی بود     تو عشقت آسمونی بود

تو بهار و نورسی تو رو میخواد هرکسی

ولی من رو به زوالم جون نداره پرو بالم

توسراپا خواهشی شادی و شیرین وناز بی قرار و پرنیاز

ولی من مرده غم گوشه گیر و سر به زیر

دل من خسته عشق از محبت سیر سیر

تو دیگه نکش منو با خنجر نامهربونیت

تو دیگه نکش منو با عطر و بوی جونیت

میدونم یه روز جلو چشم تو پرپر میزنم

میمیرم دود میشم پیش تو نابود میشم

اخه تو کجا بودی از کدوم شهر امدی

کی بهت گفته بیای منو اتیش بزنی دود کنی منو نابود کنی

تو کارت مهربونی بود     تو عشقت آسمونی بود

به دنبال محبت بودی ای یار دلت با بی وفایی شد گرفتار

تو رو من هرچی ازردم  به روزت هرچی اوردم

تو باز عاشقتر از پیشی داری عاشقترم میشی

تو کارت مهربونی بود تو عشقت اسمونی بود

من که همه فکر و حواسم تویی اونی که یه عمری میخواستم تویی

 تویی که نه فکرت نه حواست منم خستگی عشق تو مونده توی جون وتنم

من که همه دار و ندارم تویی  اونی که میخوام تنها نذارم تویی

 تویی که نه داشتی و نه داری منو تنها گذاشتی و بازم تنها میذاری منو

 

بی تو این زندگی پوچ چه سود؟ سینه با یاد تو بود و دل به امید تو بود

 

منم که خوب میفهممت غصه ام میگیره از غمت

منم که خنده رو لبم میشینه تا میبینمت

من را نگرتو به چشم غمخوار دیوانه ی خویش دیو مپندار

من را تو نخوان  غریبه ای یار این عشق مرا حقیر مشمار


عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

نوشته شده در جمعه سوم دی 1389ساعت 18:26 توسط ni| |

عزیز راه دورم بی تو چه سوت وکورم

بی تو به مفت میارزم به دنیا زیر قرضم

قربونت برم الاهی شاپرک سفیدم روزنه امیدم خورشید دل طلایم قصیده رهاییم

حالا که حرف دل و راه دلامون یکی شد اسمون پر ستاره ی شبامون یکی شد

 هرچی که دارم مال تو باقی عمرم مال تو

شعرهای عاشقونمو اگه نمردم مال تو

مال و منالی ندارم اما ستاره ها رو هرچی شمردم مال تو

توی قمار زندگی هرچی که باختم پای من هرچی که بردم مال تو

قربونت برم الاهی عزیز راه دورم

حالا که ما روز و روزگارمون یکی شد

شبهای مهتابی و شبهای تارمون یکی شد

روزگار شبهای تارش مال من

شبهای مهتابی و صبح امیدش مال تو

روزگار سردی و یاسش مال من

همه سرفرازی و عشق و امیدش مال تو 

شادی زندگیم 

نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 17:57 توسط ni| |

تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی

می خشکه اب دریا ها     خراب میشه همه راه ها

اگه کشتیم ما امروز رو   می میرن همه فرداها

قیامت میشه ما با هم نباشیم  

 نمی چرخه فلک از هم جدا شیم

دیگه روزی نمی مونه که شب شه   

دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه

همه رودخونه ها بی اب    شکسته قامت مهتاب

برای این دل عاشق          تمام زندگی در خواب

تمام جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی

غم گلاهای پژمرده زهم دنیا رو پاشیده

می افته چرخ از گردون     می ره خورشید توی زندون

 می ریزه سنگ ها از کوه ها   بوی غم می ده شب بوها

 قیامت میشه ما با هم نباشیم  

 زمین و اسمون دور میشن از هم

می شینه گرد غم بر روی عالم

زمان و ساعتش می افته از کار

طبیعت از طبیعت می شه بی کار

دیگه روزی نمی مونه که شب شه 

دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه

نمی بینم دیگه قشنگی ها رو

سیاه میبینه چشمام رنگی ها رو

مثل اب رو اتیش             تو باشی دنیا خوب می شه

نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 18:29 توسط ni| |


Design By : Night Skin